کسی نیست

بیا با هم زندگی را بدزدیم ...

موضوع انشا : فایده آب چیست ؟

تا حالا تو عمرم اینقدر آب برام مث این روزا با ارزش نبود  وای نمیدونی چقدر تشنمه !! دارم له له میزنم ... پسر همسایه  داشت ماشینشو میشست .. چقدر دلم میخواست برم با شیلنگ آب بخورم   حالا روزای عادی چی بشه ما دلمون آب بخواد !!  تو محل کار و اطراف کسی روزه نمیگره  ، آقا چنا بطری رو سر میکشن که با وجودی که از سر کشیدن بدم میاد ، گاهی هوس میکنم کاش منم میتونستم الان اون بطری رو سر بکشم   !!

سالای قبل اینطور نبودم ... فقط بی حالی ... ولی امسال عجیب تشنمه !! دلمان از آب چشمه های همان ییلاق میخواهد ... دلمان میخواهد خوب

آقای شوهر هم با وجود سختی کارش داره روزش رو میگره ... اون روز موقع اذان بهش زنگ زدم گفت مبی دیگه تمام تنم میلرزه ... روز اول رو مرخصی گرفت اومد خونه ... بهش میگم حالا نیت ببند ، روزت رو بگیر  هرجا کم آوردی افطار کن ... ولی ته دلم دوست ندارم روزش رو بخوره مث برادرش و داماداش  امروزم دیگه خونوادش برا سحر بیدارش نکردن و اونم خواب مونده ...

خدایا خودت کمکمش کن و بهش نیرو بده  

راستی آقای شوهر همان روز که هی تک میزدند ، آمدند منت کشی ما ... بدین صورت که موقع تعطیل شدن ما خود را رسانده و همون مسیری رو که باید نیم ساعت تا خونه پیاده برم رو ( ماشین خور نیست ) اومد دنبالم  تا حالا منت کشی اینجور ندیده بودیما ، فک کن همچین اخم بود  که دیگه ما از خود گذشتگی به خرج دادیم و کمی سربه سرش گذاشتیم تا یخش آب شد    لوس از خود راضی 

* خدایا میشه اون چیز یکه ازت میخوایم و تو این روزای قشنگ برامون جور کنی .... قربون بزرگیت !!

* یکی نیست به این آبجی خانم ما بگه تو که نی نی تو شکمته چرا روزه میگری دختر ؟!؟! پس فردا بچت زشت بشه من که نیگاش نمیکنم ... گفته باشم  


فردای این پست : از بس آجی خانم رو دعفا کردیم ... امروز روزه نگرفته  

امروز خیلی برا من و شو شو دعا کنید ... شاید اون چیز ی که از خدا میخوایم امروز اتفاق بیفته !!

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1390/05/12ساعت 13:13  توسط مبی  |